آرامشی با شعر

شعر-متن-مقاله

آرامشی با شعر

شعر-متن-مقاله

مهمان

چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان، نه به دستی ظرفی را چرک می کنند، نه به نگاهی دلی را آلوده، تنها به شمعی قانعند و اندکی سکوت.

میراث

حرمت نگه دار دلم ، گلم  

                                  کین اشک خون بهای عمر رفته من است  

میراث من نه به قید و قرعه، نه به حکم عُرف، یک جا سند زده ام همه را با حرمت چشمانت به نام تو.

ارزش

اگر به هر کس به اندازه خود وجودیش ارزش و اهمیت بدم- نه اون خودی که توی توهم به دست آورده یا اطرافیانش دارن به زور بهش تزریق می کنن!- از حرف ها و رفتارهای نابهنگام هیچ کس دلخور نمی شم. چون یا نابهنگامی رخ نمی ده یا اگر هم بده، من دلخور نمی شم. چون خود واقعی طرف مقابلم رو می شناسم!