آرامشی با شعر

شعر-متن-مقاله

آرامشی با شعر

شعر-متن-مقاله

دوستیها !!!!!!!!!

 بعضی دوستیها مثل قصه نوحه ، (بعضیا از ترس توفان میآن پیشت ) . بعضی دوستیها مثل قصه ی ابراهیمه ( باید همه چیزتو قربانی کنی ) . بعضی دوستیها مثل قصه مسیحه ( آخرش به صلیب میکشنت ). اما بیشتر دوستیها مثل قضیه موساست ، ( یه کم که دور میشی یه گوساله جاتو میگیره).

قصه

ماییم و چند خاطره از جنس یک گناه
ماییم و چند سطر پریشانی سیاه
پیوند می خورند تمام دقیقه ها
با گریه های در به دری، آه پشت آه

آن قصه سال هاست به پایان رسیده است
ما را رها نمی کند این بغض گاه گاه

من سال هاست پیش خودم فکر می کنم
چیزی نبود عشق به جز چند اشتباه

ما را به این امید که راهی نمانده است
تنها گذاشتند رفیقان نیمه راه

ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
ایمان بیاوریم به ما هیچ، ما نگاه

افسانه

اون افسانه ای که یونانی ها اعتقاد دارن سالهای خیلی دور یعنی تقریباً زمان آدمهای اولیه انسان فقط از یک جنس بوده به این معنی که خصوصیات هر دو حالت زن و مرد در یک موجود بنام انسان بوده و این انسان از قدرت فوق العاده ای برخوردار بوده.  

امپراطوری آن زمان تصمیم می گیره که از قدرت این انسان به نوعی کم کند چون می ترسیده انسان با قدرتی که داره امپراتور رو نابود کند به همین خاطر دستور میده که همه انسانهای کره زمین رو به دو نیمه زن و مرد تقسیم کنن تا قدرتشون نصف بشه. از اون انسان پر قدرت بعضی از خصوصیات به زن داده شد و بعضی به مرد.  

از او به بعد هر کسی به دنبال نیمه گمشده خودش می گرده تا باهاش کامل بشه و دوباره به همون قدرت قبلی برگرده.  

گاهی بعضی به اشتباه نیمه کس دیگری رو انتخاب می کنن و نمی تونن باهاش کامل بشن.  

به نظرم حتی اگر هم افسانه اش واقعی نباشد بازم جالبه و جای فکر کردن داره.....