همه هر چه هست و نیست، از توست
بی نفس تو، من هیچ ام
اگر صدایی و نفسی هست
اگر قلب و دلی هست
از شماست، مادر!
با عطر نجیب مادرم از عطر افشانی تمام گل ها بی نیازم
نیاز من بوسیدن دست های سخاوتمند شماست.
مادر!
این کوچک عزیز
رخصت می خواهد که در پیشگاه مهربان شما
بنشیند. زانو بزند و بگوید:
تمام آن چه که بودم، هستم و خواهم بود
همه و همه مدیون شماست.
الهی هرگز غم نبینی گلکم.
تقدیم به تمام مادر های دنیا
روزت مبارک مادر
عاشقتم مژی ی ی ی ی
خیلی با حال بود.
سلام مژی
وب جالبی داری، من از طریق یکی از دوستام با وبت آشنا شدم
خیلی خوشحالم که درباره مادر نوشتی
من مادرم رو خیلی دوس دارم
این روز رو به همه مادران دنیا تبریک می گم
سلام به مژی خانم گل . براستی که روز مادر بر تمامی مادران
این شیر زنان مبارک باد. اینهم دوبیت از یک شعرم برای مادرم
وتمتمی مادران دنیا که روز مادر شعر کامل را در وبم میگذارم
ای مادر ای قافله سالار محبت
.دانم خدا گفته بهشت زیر پایت
من زنده ام تا هست بامن نگاهت
.داده خدا همچون ملائک جایکاهت
سلام مژی جون
مرسی که در مورد روز مادر گفتی
من هم این روز رو به همه مادران دنیا و مادر خودم تبریک می گم.
سلام دوست همراه باور کنید از این که شما به وب من در نبودم سر میزنید خیلی خوشحال می شم
باور کنید مشتاق تبادل احساس و ارتباط با تمام دوستان عزیزم هستم ولی مشغله هام اجازه نمیدن
الان هم که دارم اینو مینویسم باید سریعا برم تا به عروسی یکی از اقوام برسم،اینجا هوا خوبه نسیم خنک بهاری هم در طول روز می وزه،ولی با تمام این اوصاف باید یه کم هم وقت اضافه بیارم برم برا فردا یه کادوی خوب را مادر عزیزم بگیرم،با آرزوی سلامتی و تندرستی برای شما و تمام مادر دنیا،به خصوص مادران آریایی........
بازهم بهم سر بزن
دوستدار شما
کیا
راستی یادم رفت بگم که این چند خط نظمی که در وصف مادر نوشتین به دلم نشست
بای تا های
سلام به تو دوست گلم مژی نازنین
من با شعری دیگر بمناسبت روز زن آپم
سربزنی خوشحال میشم
سبدی هست در اندیشه من؛ که پر از گل بدهم هدیه به تو؛ غافل از این که تو خود ناب تری؛ یک جهان گل بخورد غبطه به تو ................... روزت مبارک.












مرد آمد و دردی به دل عالم شد/




از روز ازل قسمت زن ها غم شد/
در دفتر خاطرات حوا خواندم/
جانم به لبم رسید تا آدم، آدم شد!!!!!!!!!!!!!!!!!!
م مثل مادر
مادرم دوست دارم ،با تمام وجودم می پرستمت
بر مزار تو


مادر، می خواهم با اشک هایم، گلی بپرورم به رنگ خون دل و به قامت هزاران دریغ و آه، و روز مادر، بر مزارت گذارم. مادر، در این روز، آهم را بنگر و دریغم را شاهد باش. هنوز باور ندارم که تو رفته ای. هنوز دست احساس تو را حس می کنم. تو زنده ای!
روز مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای گذشته ی من
صبوری !
روز مادر یعنی به تعداد همه ی روزهای آینده ی من
دلواپسی !
روز مادر یعنی به تعداد آرامش همه ی خواب های کودکانه ی من
بیداری !
روز مادر یعنی بهانه ی بوسیدن خستگی دست هایی که عمری
به پای بالیدن من چروک شد !
روز مادر یعنی بهانه ی در آغوش کشیدن زنی که نوازشگر
همه ی سال های دلتنگی من بود .
روز مادر یعنی باز هم بهانه ی مادر گرفتن ...
سلام مهربون
به روزم و خرسند از حضور ماندگارتان
سلام بتو دوست مهربون مژی گل
میدونی من امروز برای تنوع با یک شعر نو از پسرم ایمان
در وبلاگ مرد شب بروز هستم
و منتظر حضور گرم همیشگی شما هستم.
بیا و ببین درسته که میگن پسر کو ندارد نشان از پدر .....
سلام دوست مهربون

به خدا گفتم :
بیا جهان را قسمت کنیم آسمون واسه من ابراش مال تو
دریا مال من موجش مال تو .. ماه مال من خورشید مال تو
خدا خندید و گفت : تو بندگی کن ، همه دنیا مال تو .. من هم مال تو
پایدار باشی
سلام دوست دوست داشتنی ام
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض
صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض
یک طرف خاطره ها!
یک طرف پنجره ها!
در همه آوازها!
حرف آخر زیباست!
آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟
حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست
خشنود خشنودی هایت بلوط
سلام به مژی /مهربون بیا و حضور خدا را که حتی بفکر بنده گنه کارش هست در نوشته ام را که روبرو شدن من با عزرائیل هست بخون . اونم دوبار روبرو شدن
حالا میگم .تا سه نشه بازی نشه ؟
سلام دوست عزیز
به روزم و مشتاق حضورتان
برقرار باشی
سلام دوست مهربون [گل]
از قهقرای نیمه شب و خوابهای تلخ ،حسی غریب می کشدم سمت ِآفتاب
حسی که حال و روز مرا درک می کند ، دریورش ِسکوت و خیالات ِ بی حساب
حسی غریب می بردم تا کناره ها...، برگونه هام می چکد آرام گرمی ِ...
بغض شکست خورده ی گل زخمهای غم ، بی تاب می زنم دل خود را به عمق آب ...
خشنود باشی
سلام دوست مهربون
خوبِ من ، کاش از این فاصله حس می کردی ،
لحظه هایم همه از غیبت تو دلگیرند
امیدوارم سلامت و شادمان باشی
سلام دوست مهربون
به روزم و خشنود از حضورتان.. برقرار باشی
سلام به مژی گل خسته نباشی مهربون .
من میگم :روز پدر مبارک آخه دو روز دیگه بیشتر نمونده ... حالا نوشته رو بخون
قبل از ازدواج
مرد : نمیتونم منتظرت بمونم
زن: میخوای از پیشت برم
مرد: فکرش هم نکن
زن: منو دوست داری
مرد: البته
زن:تا حالا به من خیانت کردی
مرد: نه چرا این سوال و میپرسی
زن: منو مسافرت میبری
مرد: البته ......
زن: منو ممکنه کتک هم یزنی
مرد: به هیچ وجه
زن: میتونم بهت اعتماد کنم
مرد سکوت
حالابعد از ازدواج
همین متن رو از پایین به بالا بخونید درست میشه .
راستی با شعری بنام ( روزهای آخر یک خر ) آپم نمیخوای بیای نظر بدی نازنین